کاهش علائم افسردگی در زنان سالمند مقیم آسایشگاه

اثر بخشی درمان گروهی معنا درمانی بر اضطراب مرگ و کاهش علائم افسردگی در زنان سالمند مقیم آسایشگاه

چکیده :
هدف اين پژوهش نيمه آزمايشي تعيين اثر بخشي معنادرماني گروهي بر كاهش علائم افسردگي و اضطراب مرگ سالمندان زن مقيم آسايشگاه بود . نمونه شامل 30 زن بالاي 65 سال از جامعه آماري سالمندان ساكن آسایشگاه بزرگمهر مشهد بود كه پس از اجراي آزمون افسردگي سالمندان GDS (1993) و آزمون معناي زندگي MLQ (2004) افرادي كه نمره 15 يا بالاتر در آزمون GDS كسب كردند به رو ش تصادفي ساده انتخاب و به طور تصادفي در1 گروه آزمایشی و 2 گروه گواه جايگزين شدند. پس از معنادرماني گروهي مجددا آزمون هاي مذكور اجرا و براي تجزيه و تحليل يافته ها از آزمون آماري تحليل كواريانس پس آزمون در سطح 05/0 استفاده شد. تحليل نتايج نشان داد گرچه افسردگي گروه آزمايش پس از اجراي روش درماني كاهش يافته است اما اين كاهش، بين گروه هاي گواه و آزمايش معني دار نيست در حالي كه در اضطراب مرگ ، بين گروه هاي آزمايش و گواه تفاوت معنادار بود .
واژگان کلیدی : معنا درمانی ، افسردگی ، اصظراب مرگ ، زنان سالمند

چکیده :
هدف اين پژوهش نيمه آزمايشي تعيين اثر بخشي معنادرماني گروهي بر كاهش علائم افسردگي و اضطراب مرگ سالمندان زن مقيم آسايشگاه بود . نمونه شامل 30 زن بالاي 65 سال از جامعه آماري سالمندان ساكن آسایشگاه بزرگمهر مشهد بود كه پس از اجراي آزمون افسردگي سالمندان GDS (1993) و آزمون معناي زندگي MLQ (2004) افرادي كه نمره 15 يا بالاتر در آزمون GDS كسب كردند به رو ش تصادفي ساده انتخاب و به طور تصادفي در1 گروه آزمایشی و 2 گروه گواه جايگزين شدند. پس از معنادرماني گروهي مجددا آزمون هاي مذكور اجرا و براي تجزيه و تحليل يافته ها از آزمون آماري تحليل كواريانس پس آزمون در سطح 05/0 استفاده شد. تحليل نتايج نشان داد گرچه افسردگي گروه آزمايش پس از اجراي روش درماني كاهش يافته است اما اين كاهش، بين گروه هاي گواه و آزمايش معني دار نيست در حالي كه در اضطراب مرگ ، بين گروه هاي آزمايش و گواه تفاوت معنادار بود .

جامعه، نمونه و روش نمونه گيري
جامعه پژوهش، سالمندان زن مقيم آسايشگاه بزرگمهر شهر مشهد به عنوان جامعه در دسترس در نظر گرفته شد. نمونه شامل 30 زن سالمند بود. سالمنداني كه فاقد اختلال هاي روان شناختي ( فراموشي، دمانس، آلزايمر ) بودند، از لحاظ جسمي توانايي شركت در پژوهش را داشتند، تحت درمان داروئي افسردگي نبودند، طي يك ماه قبل دچار بيماري يا حادثه منجر به آسيب جسمي يا رواني نشده بودند و سن آن ها 65 سال به بالا بود به آزمون مقياس افسردگي سالمندي و آزمون اضطراب مرگ را پاسخ دادند. از بين آن هايي كه در آزمون افسردگی سالمندی نمره 15 به بالا و در آزمون اضطراب مرگ نمره 7 و بالاتر را در پيش آزمون كسب کردند 30 نفر به صورت تصادفي ساده انتخاب و در يك گروه آزمايش و دو گروه گواه يك گروه كنترل و يك گروه بحث آزاد ، كه هر گروه شامل 10 نفر بود با جايگزيني تصادفي قرار گرفتند.

ابزار پژوهش
1- مقياس افسردگي سالمندان ) GDS) : اين آزمو ن توسط يساويج براي ارزيابي افسردگي سالمندان ساخته شد و آزموني مناسب براي تشخيص علائم افسردگي در سالمندان است كه در محيط هاي متعدد درمانگاهي و غير درمانگاهي اعتباريابي شده است و در تشخيص باليني افسردگي از ثبات دروني و بيروني برخوردار است . پايايي آن با روش بازآزمايي85/0 است ( یساویج ، 1993) . در سال ( 1986) فرم كوتاه 15 سئوالي داراي90/0 ویژگی و 80 /0 حساسیت براي تشيخص افسردگي بيماران بيمارستان بود ( گیل ، 2004) . این آزمون شامل 30 سوال كه به صورت بلي و خير جواب داده مي شود. نمره بين 0-9 بدون افسردگی ، 10 – 19 افسردگی متوسط و 20 -30 افسردگي شديد را نشان ميدهد. اين مقياس داراي خصصيه هاي روان سنجي مورد انتظار است . در مطالعه اي پايابي آن با روش بازآمايي به فاصله يك هفته 85/0 و 5 دقیقه بعد 86/0 بود . نمرات آن بر ا ي نشان دادن عدم افسردگي، افسردگي متوسط و ا فسردگي شديد تفاوت معنادار دارند كه حاكي از اعتبار آن است . از طرف ديگر در مورد اعتبار آن، همبستگي r=0/84 با مقیاس همیلتون و با آزمون بک r= 73 گزارش شده است ( سگال ، 2002) . با توجه به اين كه براي اين آزمون د ر ايران روايي و اعتباري به دست نيامد ه است ، براي سنجش ميزان اعتبار آ ن در اين پژوهش از روش دو نيمه كردن آزمون و از طريق فرمول « اسپیرمن – براون » استفاده شد و اعتبار 96/0 به دست آمد. روايي آن نيز با آزمون بك به عنوان روايي همگرا سنجيده و ضريب همبستگي 96/0 حاصل شد .
2- پرسشنامه اضطراب مرگ: این پرسشنامه در سال (1970) توسط تمپلر ساخته شده است وشامل 15 ماده است که نگرش آزمودنیها را به مرگ میسنجد. آزمودنیها پاسخهای خود را به هر سؤال با گزینه های بله یا خیر مشخص میکنند. پاسخ بلی نشانگر وجود اضطراب در فرد است. بدین ترتیب، نمره های این مقیاس میتواند بین صفر تا 15 متغیر باشد که نمره بالا معرف اضطراب زیاد افراد در مورد مرگ است. بررسی های به عمل آمده در مورد روایی و پایایی مقیاس اضطراب مرگ نشان میدهد که این مقیاس از اضطراب قابل قبولی برخوردار است. مقیاس سنجش اضطراب به مرگ تمپلر، یک پرسشنامه استاندارد بود، و در پژوهشهای مختلف در سطح جهان جهت سنجش اضطراب مورد استفاده قرار گرفته و در فرهنگ اصلی، ضریب بازآزمایی مقیاس83/0 و روایی همزمان آن بر اساس همبستگی با مقیاس اضطراب آشکار 27/0 و با مقیاس افسردگی 40/0 گزارش شده است( رجبی و بحرانی ، 1380) . در کشور ایران نیز ترجمه، تحلیل عاملی واعتبار یابی شده است. بطور مثال رجبی و بحرانی( 1380) آن را در شهر اهواز بررسی کردند و همسانی درونی آن 73/0 گزارش کرده اند. برای بررسی روایی مقیاس اضطراب مرگ تمپلر از دو مقیاس نگرانی مرگ مقیاس اضطراب آشکار استفاده شده که نتیجه آن40 /0 برای ضریب همبستگی مقیاس اضطراب مرگ با مقیاس نگرانی مرگ 34/0 برای ضریب همبستگی اضطراب مرگ با مقیاس اضطراب آشکار بود.

شیوه اجرا
پس از ا نتخاب افراد نمونه و مشخص شدن گروه ها، بر اساس شرح جلسات تدوين شده براي گروه آزمايش، 10 جلسه هفته اي يك جلسه و هر جلسه 90 دقيقه روان درماني آن ها انجام شد. بعد از اتمام جلسات همه افراد به دو آزمون افسردگي سالمندان و معناي زندگي به عنوان پس آزمون پاسخ دادند . علت در نظر گرفتن گروه بحث آزاد اين بود كه تاثير احتمالي متغير مستقل صرف نظر از عامل درماني (تجمع گروهی ) تبيين شود. بستر جلسات گروه آزمايشي بر مبناي طرح هاي درمان براي افسردگي سالمندان بود كه دبراه (1999) بر اساس پژوهش ها ي روان شناسي پيري و نوروسايكولوژي پيري طرح كرده است . اين مولف دست پژوهشگران را باز گذاشته تا براي پياده كردن اين طرح ها از روش هاي درماني موردنظر استفاده كنند . خلاصه جلسات معنادرماني گروهي انجام شده در جدول 1 آمده است .

بر اساس نتايج مندرج در جدول 4 نتایج تحلیل کواریانس بین دو گروه بر روی نمرات متغیر اضطراب مرگ با ( F= 12/950) سطح معنا داری 001/0 تفاوت معناداری را بین دو گروه با اطمینان 95/0 درصد نشان می دهد . و در نتیجه درمان گروهی معنا درمانی متغیر اضطراب مرگ را تبیین می کند .
بحث و نتیجه گیری
همانگونه که بیان گردید هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی درمان گروهی معنا درمانی بر اضطراب مرگ و کاهش شدت علائم افسردگی در سالمندان مقیم آسایشگاه میباشد. در این پژوهش 30 سالمند نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و برای اندازه گیری متغیر پژوهش از فرم 15 سوالی اضطراب مرگ و مقیاس 30 سوالی افسردگی سالمندان استفاده شد . از آمار توصیفی برای توصیف نتایج و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل کواریانس استفاده شد.
يافته هاي جدول 3 نشان مي دهد ، معنادرماني گروهي باعث كاهش شدت علائم افسردگي سالمندان زن مقيم آسايشگاه نمي شود كه با نتايج ادبيات مداخلات روان درماني در خانه هاي سالمندان توسط شيخ تا سال 2001هماهنگ است. كه كاهش معناداري در اندازه هاي افسردگي در شش مطالعه گواه شده مشاهده نكرد . همين طور با نتايج پژوهش هاي روت و فناگي (اسماير و كوآلز، 2000) همسو است . آن ها در دو مطالعه گروه درماني با دو روش روان پويايي گروهي و شناخت درماني گروهي با 20 نفر از افراد 55 ساله افسرده تفاوت هاي باليني در سالمندان مشاهده نكردند اما اين يافته با نتايج پژوهش هاي استون و كرامپ ( به نقل از تقوايي و علي حميدي ، 1393) متفاوت است .
كه خاطره گويي گروهي بر كاهش ميزان افسردگي، افزايش اعتماد به نفس و بهبود خود مراقبتي سالمندان موثر بوده است . همچنين با نتايج پژوهش رهگوي ( 1391) مغاير است كه خاطره گويي گروهي ر ا بر كاهش افسردگي زنان سالمند مقيم در سراي سالمندان بهزيستي صرف نظر از روش به كار گرفته شده، موثر يافته بود. عدم تاييد معنادار اين روش از چند جنبه قابل تحليل است . اول آن كه حدود 70/0 اشخاص بالاي 65 سال پدربزرگ يا مادربزرگ بودند (امانی ، 1389) . معناي جديد و مطلوبي را تجربه مي كنند و آن را رشد مي دهند و در جاي ديگر بيشترين توجه در ارتباط با فرزندانشان است . جايي كه قادرند بعضي از موضوعات زندگي خود را تحليل كنند . به نظر مي رسد به لحاظ فرهنگي پديده خانه سالمندي در ايران پذيرفته شده نيست و همواره تاكيد مي شود فرزندان وظيفه دارند در دوران پيري از والدين خود مراقبت كنند لذا سالمندان ساكن آسايشگاه ، به محض سكونت ، با رويداد غير منتظره روبرو مي شوند . بنابراين ميتوان گفت سالمندان ساكن آسايشگاه دچار يك صدمه دلبستگي شده اند . بر اساس نظريه ” بالبی ” ( به تقل از جانسون و ویفن ، 2003) كودك نسبت به انگاره دلبستگي اش كه معمولاً مادر است دلبسته است و بر مبناي نظريه ” شیور و هازن ” ( به نقل از جانسون و ویفن ، 2003 ) اين د لبستگي در بزرگسالي نيز بين زن و شوهر وجود دارد لیكن به صورت دو طرفه است . بنابراين مي توان استنباط كرد دلبستگي ادامه مي يابد و در پيري نيز تا حدودي به صورت يكطرفه ( مانند دوران کودکی ) باقي مي ماند ليكن بر عكس اين بار فرزندان به عنوان چهره دلبستگي محسوب مي شوند. از اين رو اگر در روش درماني براي كاهش افسردگي سالمندان اين موضوع لحاظ نشود شاهد اثر بخشي درمان نخواهيم بود.
پژوهشگران مدام در جلسات مشاور ه با اين موضوع مواجه بود ند كه سالمندا ن از دوري فرزندان و طرد شدن از طرف آن ها شكايت داشتند . دوم اين كه يكي از علل افسردگي سالمندان آسايشگاه، بيماري ها و مشكلات جسمي آ ن ها است. بنابراين تغيير در خلق افسرده تا اندازه زيادي منوط به تغيير در وضعيت جسمي آنان است تو صيه موسسه ملي سلامت روان را كه همزمان با روان درماني از ضد افسردگي ها هم استفاده شود و متذكر مي شوند كه اثر بخشي مشاوره و روان درماني در آسايشگاه هاي سالمندان به جلساتي كوتاه تر اما با فراواني بيشتر نياز دارد.
یافته های حاصل نشان داد که معنا درمانی باعث کاهش اضطراب مرگ سالمندان شده است. همخوانی نتایج این پژوهش با نتایج تحقیق تقدسی و فهیمی فر (1393)اسماعیلی (1389) و کریمی ( 1388) بیانگر مؤثر بودن معنا درمانی است، از جمله دلایل این موضوع این است که درمعنا درمانی یافتن معنای زندگی و تجربه های گمشده ، ولی مؤثر افراد آشکار میشود ، تجربه های منفی مورد بررسی منطقی قرار میگیرد و تجربه های مثبت یادآوری میشود و به این ترتیب فرد احساس مفید بودن و مؤثر بودن میکند. زمانی که این درمان به صورت گروهی انجام میشود جنب و جوش و پویایی اعضای گروه که در خاطرات یکدیگر شریک میشوند، افزایش می یابد و موجب تغییر ادراک شخصی آنها از حوادث زندگی میشود و به حل مؤثر مشکلات آنان کمک میکند . پژوهش حاضر در طول مدت 10 جلسه انجام شد و نتایج مثبت آن با نتایج وات و کپلیز (2010) هایت و میشل و هندریکس ( 2015) هرسک و موراتگلو (1999) که بهبود نشانه های اضطراب مرگ بر اثرمعنا درمانی را در پی داشت همخوانی دارد.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که معنا درمانی نه تنها بر کاهش میزان اضطراب مرگ مؤثر است، با رویکردهای شناخت درمانی نیز هماهنگ است، زیرا بازسازی شناختی تجارب منفی مراجع از فنون مشترک درمانهای شناختی و معنا درمانی است. از سوی دیگر احتمالاً آنچه در این پژوهش سبب کاهش اضطراب مرگ سالمندان شده است این است که افراد سالمند ممکن است از مرورزندگی برای معنابخشی مثبت به زندگی و مرگ استفاده کنند که این امر میتواند منجر به آرامش روحی و روانی آنها شود و در نتیجه اضطراب مرگ آنها و همچنین تجمیع تفکرات فناناپذیری آنها را کاهش دهد همچنین مرور زندگی باعث شکلگیری احساس هویت در اواخر زندگی می شود. افراد زمانی که فرصت مییابند تا حوادث و تجربیات گذشته خود را با خشنودی و لذت منعکس میسازند، یک ثبات روانی به دست میآورند گذشته خود را با خشنودی و لذت منعکس میسازند، یک ثبات روانی به دست میآورند و اساساً معنا و رضایت از زندگی دارند و از مرگ نمی هراسند. به عنوان يك محدوديت ، پژوهش حاضر فاقد برنامه پيگيري و ضمنا تعداد جلسات نيز محدود بوده است بنابراين پيشنهاد مي شود پژوهش هايي با برنامه هاي پيگير ي و با تعداد جلسات درماني بيشتر و همين طور استفاده از ساير روش ها در كنار اين روش انجام گردد.


دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *